خاله طاهره بانویی که جوانی را در تاروپود جاجیم هایش جا گذاشت

خبرنگاران، گروه استان ها- الهام رئوفی فر: درنگاه اول معین است که کوله باری از تجربه همراه دارد. دستان چروکیده اش حاصل سال ها تجربه و کوشش برای فراوری جاجیم است. او را خاله طاهره صدا می زنند؛ همان بانویی که چندی پیش در شبکه های مجازی مطرح شد. بانویی که امرار معاش زندگی اش با تار و پودهای جاجیم گره خورده است.

خاله طاهره بانویی که جوانی را در تاروپود جاجیم هایش جا گذاشت

با ورود به روستای زیارت، پرسان پرسان از اهالی سراغ خانه طاهره آقا بابایی که در روستا معروف به خاله طاهره است، را گرفتم. هنگام جستجو در روستا با عبور از انبوهی آپارتمان که شکل سنتی این روستای قدمی را به نوعی دستخوش تغییر نموده، برخورد با خانه ای که معماری سنتی آن حفظ شده توجهم را جلب کرد؛ با قدری تامل دریافتم منزل خاله طاهره همین خانه قدیمی است.

ضرباتی به دری که نیمه باز بود نواختم، صاحبخانه با بفرمازدنی اجازه ورود به داخل را داد. با نگاهی گذرا به اطراف حیاطی که زیاد بزرگ نیست زن جوانی را در گوشه ای مشغول شسشتوی لباس دیدم، سراغ خاله طاهره را گرفتم و او با صدایی بلند خاله طاهره را مادر خطاب کرد. پس از لحظاتی زنی ظریف اندام که قدری کهولت سن یا سختی روزگار پشتش را خم نموده بود در چارچوب در ظاهر شد و با احوالپرسی گرمی مرا دعوت به داخل کرد.

بعد از ورود به اتاقی که آن هم مساحت چندانی نداشت به محض انتخاب گوشه ای از اتاق برای نشستن و معرفی خودم، خاله طاهره بدون اینکه منتظر سوالی از سوی من باشد شروع به تعریف زندگی اش کرد.

او در سن 19 سالگی ازدواج نموده و در همان سال برای کمک به مخارج زندگی، شغل جاجیم بافی و گلیم بافی را مانند بسکمک از زنان روستای آن موقع برگزیده است. خاله طاهره که 65 سال سن دارد، می گوید: بیشترین دوران زندگ ام را در خانه شوهر و همراهی همسر برای گذران زندگی طی نموده ام.

در این هنگام دخترِ خاله طاهره با یک بغل هیزم وارد اتاق شد و با این جمله که زمانِ سردی هوا شروع شده، هیزم ها را داخل بخاری قرار می دهد و اضافه می نماید: با وجود ساخت و سازهای آپارتمانی در روستا ما هنوز خانه مان را با معماری سنتی و قدیمی اش حفظ کردیم که البته دردسرهایی هم دارد.

به گفته او امروزه باید برای تهیه هیزم نامه نگاری هایی با دهیار روستا، اداره منابع طبیعی و سایر نهادهای زی ربط گردد که سختی های خاص خودش را دارد.

خاله طاهره که هنگام گفتگوی دخترش از این فرصت استفاده نموده و اتاق را ترک نموده بود با دو جاحیم و یک پارچه گلیم وارد اتاق می گردد و می گوید: اینها تنها محصولاتی است که موفق شدم در پائیز ببافم.

او علت فراوری محدود را اول به افزایش سن و کم طاقتی بدن ربط می دهد و سپس می افزاید: کارگاه جاجیم در زیرزمین خانه که فاقد امکانات گرمایشی است، واقع شده است و از آنجایی که اصولا در این فصل زیرزمین سردتر از همیشه است امکان بافت جاجیم در آن میسر نیست.

از کسادی بازار در فصل پائیز و زمستان برایم حرف می زند و اینکه به دلیل مراجعه محدود گردشگر امکان فروش این صنایع دستی وجود ندارد. به گفته این زن هنرمند، فصل بهار و تابستان موقعیت خوبی برای نمایش و فروش محصولات صنایع دستی و حتی فراوریات خانگی مانند ترشیجات است.

خاله با دستانش جاجیم ها را نوازش می نماید، گویی باز به گذشته رفته پس از چند لحظه سکوت کلامش را اینگونه از سر می گیرد: قدیما چُغا، جاجیم و گلیم به مقدار زیاد می بافتیم چون مورد استفاده اهالی روستا بود اما امروزه به واسطه تغییر سبک زندگی در روستا تقاضای این محصولات کم شده است.

از شرایط زندگی اش می پرسم؛ می گوید که سخت می گذرد اما راضی است و گله ای ندارد ولی از ناسازگاری زوج های جوان ناراحت است و آن را مایه نگرانی می داند. به باور خاله طاهر تغییر سبک زندگی مسائل خانواده ها را هم پیچیده نموده زیرا اختلاف در زندگی زناشویی همیشه وجود دارد اما این زوج های جوان هستند که باید سازش پیشه نمایند تا زندگی روی خوشش را به آن ها نشان دهد.

کمی به گل های قالی خیره می گردد و در گذشته سیر می نماید؛ از او می پرسم توصیه شما برای جوان ها چیست. با لبخندی بر لب، چشم از نقطه ای که او را به فکر وا داشته بود بر می دارد و می گوید: در گذشته من و همسرم با هم اختلاف هایی داشتیم و اکنون هم داریم. اما باید گذشت کرد، اصلا بنای زندگی و راز ماندگاری زندگی زوجین در گذشت و بردباری است.

این بانوی هنرمند که بیش از چهار دهه از عمرش را صرف بافت، گلیم، جاجیم و پارچه گلیم نموده، می گوید: فروش محصولات به فروشگاه های صنایع دستی صرفه اقتصادی ندارد چراکه این مراکز فروش فراوریات روستائیان را با کمترین قیمت می خرند. به همین خاطر اغلب بافندگان گلیم و جاجیم، در 6ماه اول سال که گردشگران زیادی به این روستا می آیند محصولات خود را در مقابل منازلشان عرضه می نمایند.

وقتی از خاله طاهره می خواهم انتظاراتش را از نهادهای دولتی بگوید با آهی کشیده سخن خود را اینگونه انتها می دهد: همواره قناعت پیشه نموده به گونه ای زندگی خود را پیش برده که نیازی به حمایت هیچ کس یا هیچ نهادی نداشته باشد.

او که دغدغه زندگی جوانان را در سر دارد باز هم تاکید می نماید که جوانان به خصوص زوج های جوان با قدری گذشت و محبت زندگی خود را سامان دهند و به جز خدا امید به کمک کسی را نداشته باشند.

منبع: خبرگزاری مهر
انتشار: بروزرسانی: 26 مهر 1398 شناسه مطلب: 105

به "خاله طاهره بانویی که جوانی را در تاروپود جاجیم هایش جا گذاشت" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "خاله طاهره بانویی که جوانی را در تاروپود جاجیم هایش جا گذاشت"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید